سیگنال موقت ترامپ به تهران؛ خرید زمان برای انتخابات یا تشدید جنگ اقتصادی؟
سخنان اخیر دونالد ترامپ مبنی بر عدم حملهٔ نظامی به ایران تا پیش از انتخابات میاندورهی نوامبر، بیش از آنکه نشانهی از تغییر بنیادین در راهبرد کاخ سفید باشد، یک تاکتیک انتخاباتی و تلاشی برای مدیریت شوکهای پیشاانتخاباتی به سود حزب جمهوریخواه ارزیابی میشود؛ راهبردی که همزمان با استمرار محاصرهٔ اقتصادی، تلاشی برای فرسایش تابآوری تهران بدون ورود به هزینههای سنگین یک جنگ فراگیر است.
۱. دیپلماسی توئیتری در سایهٔ محاصرهٔ دریایی
دونالد ترامپ با انتشار پیامی در پلتفرم "تروث سوشال" اعلام کرد که ایالات متحده تا پیش از برگزاری انتخابات میاندورهی کنگره در نوامبر، قصدی برای تهاجم نظامی به ایران ندارد و مسیر گفتگوها را "سازنده" خواند.
با این حال، وی بلافاصله بر تداوم فشارها تأکید کرد و از ادامهٔ محاصرهٔ بنادر و کنترل جریان نفت در تنگهٔ هرمز سخن گفت.
این تناقض آشکار میان ادعای "مذاکرهٔ سازنده" و تأکید بر "تنگنای تجاری-نظامی"، نشان میدهد که واشنگتن مدل چانهزنی زیر سایهٔ تهدید را به بالاترین سطح رسانده است؛ بدون آنکه حاضر به ارایهٔ امتیاز مشخصی برای پایان درگیریها باشد.
۲.شوکدرمانی سیاسی؛ تلاش برای خرید زمان تا صندوقهای رأی
تحلیلگران رفتار سیاسی ترامپ معتقدند که اعلام این ضربالاجل زمانی (تا روز انتخابات)، یک رفتار کاملاً معطوف به داخل است. ترامپ با طرح چنین گزارههایی بهدنبال آن است که نوسانات بازار انرژی را کنترل کند.
آغاز یک درگیری تمامعیار در آستانهٔ انتخابات میتوانست با انفجار بهای سوخت در بازارهای جهانی، سبد رأی حزب متبوعش را به آتش بکشد.
او تلاش میکند به رأیدهندگان مردد چنین القا کند که هم توانسته ایران را بدون جنگ مهار کند و هم تمایل به مصالحه دارد؛ رویکردی که عملاً نوعی شوکدرمانی مقطعی برای مهار پیامدهای تنشها محسوب میشود.
۳. اهداف فرسایشی؛ شرطبندی روی فروپاشی اقتصادی تهران
در حالیکه سایهٔ تهاجم زمینی یا هوایی گسترده به صورت موقت کنار گذاشته میشود، استراتژی کاخ سفید بر یک مؤلفه متمرکز مانده است که آن محاصره و خفگی اقتصادی ایران است.
با تداوم بنبست هشتماهه در تنگهٔ هرمز و عدم دستیابی به نتیجه در مذاکرات غیرمستقیم دوحه، هدف تیم ترامپ کشاندن وضعیت اقتصادی ایران به نقطهٔ بحران، کاهش درآمدهای نفتی و ایجاد نارضایتیهای فزایندهٔ معیشتی است تا از این طریق یا تهران را به پای میز تسلیم بکشاند یا اقتصاد ملی را دچار گسست کند.
۴. بنبست انتخاباتی در داخل آمریکا
با وجود تلاش ترامپ برای مدیریت این پرونده به نفع سبد رأی خود، ناظران سیاسی بر این باورند که چنین مانورهایی لزوماً تضمینکنندهٔ پیروزی انتخاباتی نخواهد بود. افکار عمومی در آمریکا، پس از دههها تجربهٔ درگیریهای بیپایان در خاورمیانه و پیامدهای سنگین اقتصادی سیاستهای یکجانبه، نسبت به بیانیههای متناقض و وعدههای کاخ سفید بدبینی ملموسی پیدا کردهاند. افزایش آگاهی عمومی در مورد هزینههای سرسامآور این تنشها و بیاعتمادی به نیتهای واقعی پشت تصمیمات لحظهی ترامپ، مانعی جدی بر سر راه تأثیرگذاری این سناریوهای نمایشی بر نتایج صندوقهای رأی خواهد بود.
جمعبندی
اعلام توقف موقت گزینهٔ نظامی علیه ایران از سوی دونالد ترامپ تا پیش از انتخابات نوامبر، نمودی از سیاست تنشزدایی مدیریتشده برای آرام کردن بازارها و جذب آرای داخلی است.
با این حال، تداوم محاصرهٔ دریایی و تشدید فشارهای اقتصادی نشان میدهد هدف بنیادین واشنگتن دستیابی به تسلیم تهران از طریق فرسایش اقتصادی است؛ سیاستی که به دلیل بدبینی و عدم اقبال افکار عمومی آمریکا به راهبردهای تبلیغاتی ترامپ، ممکن است به نتیجهٔ دلخواه جمهوریخواهان در انتخابات منجر نشود.