از مرزهای آتشین تا میدان‌های دیپلماسی صوری؛ بازی دوگانه اسلام‌آباد و طالبان در سایه بحران مشروعیت


 از مرزهای آتشین تا میدان‌های دیپلماسی صوری؛ بازی دوگانه اسلام‌آباد و طالبان در سایه بحران مشروعیت

از مرزهای آتشین تا میدان‌های دیپلماسی صوری؛ بازی دوگانه اسلام‌آباد و طالبان در سایه بحران مشروعیت


اسلام‌آباد پایتخت پاکستان، این روزها میزبان نشستی زیر عنوان "وضعیت افغانستان و مسیر حرکت به‌سوی صلح؛ فروپاشی داخلی، حاکمیت بدون مشروعیت" است؛ گردهمایی معناداری به ابتکار "کنگره بین‌المللی پارلمانی پاکستان" که با حضور چهره‌های سرشناس ضدطالبان از جمله محمد طاهر زهیر، وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ، و امان‌الله پیمان، عضو سابق پارلمان، در کنار دیپلمات‌هایی از روسیه، چین و جمهوری‌های آسیای میانه (تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان) برگزار شد. 

اما آنچه این روی‌داد را از یک نشست عادی دیپلماتیک متمایز می‌سازد، تقارن زمانی آن با وخیم‌ترین دور از تنش‌های نظامی، اطلاعاتی و مرزی میان اسلام‌آباد و اداره طالبان در کابل است. 
در واقع، میزبانی پاکستان از مخالفان طالبان نه یک اقدام نمادین در حمایت از دموکراسی؛ بلکه کارت بازی جدید اسلام‌آباد برای تحمیل فشار راهبردی بر کابل ارزیابی می‌شود.

 ۱. آتش زیر خاکستر در مرزهای شرقی؛ از درگیری‌های نورستان تا اتهام تجهیز مخالفان

روابط شکننده اسلام‌آباد و کابل اکنون وارد مرحله تقابل نظامی غیرمستقیم شده است. درگیری‌های خونین اخیر در نوار مرزی ولایت نورستان و برخی ولسوالی‌های شرقی افغانستان، لایه‌های تازه‌ی از این بن‌بست امنیتی را آشکار ساخت؛ تا جایی که طالبان کاردار سفارت پاکستان در کابل را به اتهام دخالت مستقیم نظامی و امنیتی احضار کردند. 
مقامات طالبان به صراحت پاکستان را متهم می‌کنند که با پناه دادن، تجهیز تسلیحاتی و اعزام جنگ‌جویان مخالف، در پی بی‌ثبات‌سازی مناطق شرقی و احیای جبهه‌های جنگ علیه حاکمیت کابل است.

در مقابل، اسلام‌آباد نیز کاردار طالبان را پس از عملیات مرگ‌بار در دیره اسماعیل‌خان خیبرپختونخوا احضار کرد. ادعای مکرر مقامات پاکستانی مبنی بر پناه گرفتن تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان و سخنان عطاءالله تارر، وزیر اطلاعات پاکستان در این نشست که "افغانستان به پناه‌گاه تروریسم بدل شده"، نشان می‌دهد استراتژی دو طرف از مرحله "همکاری راهبردی" گذشته و به یک "جنگ نیابتی متقابل" تنزل یافته است.

۲.جنگ روانی و مانورهای اطلاعاتی؛ سناریوسازی با اعترافات ساختگی

هم‌زمان با تشدید آتش‌باری‌های مرزی، میدان نبرد به حوزه رسانه‌ی و جنگ روانی نیز کشیده شده است. دست‌گاه استخبارات طالبان طی روزهای گذشته با پخش ویدیوها و مصاحبه‌های به اصطلاح افشاگرانه از بازداشت‌شدگان منتسب به "جبهه آزادی افغانستان"، کوشیده است تا هرگونه مقاومت داخلی را به پروژه‌های هدایت‌شده از سوی سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (ISI) پیوند بزند.

ناظران سیاسی این دست اعتراف‌گیری‌های اجباری و نمایش‌های ساختگی تلویزیونی را تلاشی سیستماتیک از سوی طالبان برای دو هدف کلیدی ارزیابی می‌کنند: 
نخست، انحراف افکار عمومی از ناکامی‌های مفرط امنیتی و ناتوانی در مهار جبهه‌های چریکی؛ 
و دوم، توجیه ناکارآمدی ساختاری خود با انداختن بار مسوولیت مقاومت‌های مردمی به گردن "توطئه‌های خارجی و دست‌اندازی‌های پاکستان".

 ۳. دادخواهی علیه انحصار؛ مطالبات هیئت سیاسی افغانستان

در درون تالارهای نشست اسلام‌آباد، سخنرانان منتقد پرده از واقعیت عینی حاکمیت کابل برداشتند. محمد طاهر زهیر و امان‌الله پیمان با انگشت نهادن بر انحصارطلبی قبیله‌ی، سیاست‌های سیستماتیک حذف اقوام غیرپشتون، سرکوب آزادی‌های اساسی و استنکاف از تن دادن به یک اراده همه‌شمول، هشدار دادند که ساختار بدون مشروعیت کنونی قادر به تضمین امنیت داخلی و منطقه‌ی نیست. حضور فرستادگان کشورهای منطقه (چین، روسیه و آسیای میانه) در این برنامه، پیامی روشن داشت: صبر همسایه‌گان در برابر صدور تروریسم، افراط‌گرایی و فقدان یک چتر فراگیر حاکمیتی در کابل به سر آمده است.

 ۴. هم‌پوشانی فاجعه اقتصادی؛ دو پایتخت در گرداب فروپاشی

این تنش‌های فرساینده و خط‌ونشان کشیدن‌های نظامی در حالی اوج گرفته است که هر دو کشور در باتلاق فروپاشی اقتصادی دست‌وپا می‌زنند:
در پاکستان: تورم افسارگسیخته، بحران بی‌سابقه تراز پرداخت‌ها، افت ارزش روپیه و نیاز مبرم به وام‌های مشروط صندوق بین‌المللی پول، حاکمیت این کشور را تا لبه ورشکستگی کشانده است.
در افغانستان: انسداد دارایی‌ها، توقف کمک‌های انکشافی، فرار نخبه‌گان، تحریم‌های فلج‌کننده و اقتصاد متکی بر امدادهای نقدی بشردوستانه، جامعه را به فقر مطلق و بی‌کاری فراگیر کشانده است.

تشدید تنش‌ها، انسداد مرزهای بازرگانی مشترک (مانند تورخم و سپین‌بولدک) و تحمیل هزینه‌های سنگین لشکرکشی در مرزها، تیر خلاصی به شاهرگ‌های تبادل تجاری دو کشور شمرده می‌شود؛ واقعیتی تلخ که حاکمان کابل و اسلام‌آباد ترجیح می‌دهند با دمیدن بر آتش بیگانه‌ستیزی و اتهام‌پراکنی‌های متقابل، آن را از چشم شهروندان گرسنه خود پنهان سازند.

جمع‌بندی
نشست اسلام‌آباد بیش از آن‌که گامی راستین به سوی صلح و آشتی ملی برای مردم افغانستان باشد، بازتابی از انزوای دیپلماتیک طالبان و نیاز اسلام‌آباد به بازتعریف ابزارهای اهرم فشار خویش است. 
مادامی که کابل بر طبل انحصار، انکار تنوع هویتی و نقض حقوق بنیادین بکوبد و تا زمانی که اسلام‌آباد افغانستان را عمق استراتژیک و میدان مهار تهدیدهای امنیتی خود تعریف کند، صلح در این جغرافیا سرابی بیش نخواهد بود. آنچه بر جای می‌ماند، مردمی در دو سوی مرز هستند که بار ورشکستگی اقتصادی، مصیبت‌های تروریسم و ترکش‌های منازعه قدرت را به دوش می‌کشند.

مطالب مرتبط