تقاطع سیاستهای متناقض واشنگتن و نوسانات ارزی ایران
در حالی که تنشهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن در وضعیتی خاکستری قرار دارد، گزارشهای متناقض درباره احتمال کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران، نه تنها گره از کلاف سردرگم سیاست خارجی آمریکا باز نکرده؛ بلکه به عاملی برای تشدید بیثباتیهای اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که اقتصاد ایران با شوکهای پیدرپی ارزی دستبهگریبان است و نرخ دلار در بازار آزاد، با ثبت رکوردهای نگرانکننده، اکنون به مرز ۲۶۰ هزار تومان نزدیک شده است؛ رقمی که پیامد مستقیم استمرار تحریمها و عدم قطعیت در چشمانداز تعاملات بینالمللی است.
۱. فروپاشی اعتبار سیاسی ترامپ؛ بازی با افکار عمومی
دونالد ترامپ، رییسجمهور پیشین آمریکا، بار دیگر با نفی گزارشهای مربوط به توافق احتمالی با ایران و فشار بر رسانهها برای حذف این اخبار، سیاست "نفی و کتمان" را پیش گرفته است.
با این حال، تکرار تناقضگوییها و مواضع لحظهی وی در شبکههای اجتماعی نظیر "تروت سوشال"، او را به چهرهی غیرقابلاعتماد در سپهر سیاست و اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.
بازارها و ناظران بینالمللی دیگر نه بر پایه ادعاهای ترامپ؛ بلکه بر اساس واقعیتهای ملموس میدانی واکنش نشان میدهند. اظهارات وی در حال حاضر فاقد وجاهت برای پیشبینی دقیق جهتگیریهای آتی دولت آمریکا تلقی میشود و بیشتر به ابزاری برای مدیریت بحران انتخاباتی در کوتاهمدت شباهت دارد.
۲. بنبست معیشتی و فشار بر سبد رأی جمهوریخواهان
گزارشهای نیویورکتایمز و فاکسنیوز مؤید این واقعیت است که نه تنها توافق ملموسی در افق دیده نمیشود؛ بلکه پیامدهای اقتصادی تقابل با ایران، گریبانگیر سیاست داخلی آمریکا شده است.
افزایش بیسابقه بهای سوخت (بنزین و گازوئیل) در ایالات متحده، به نقطه ثقل رقابتهای میاندورهی کنگره بدل گشته است.
اعتراف "جان تون"، رهبر اکثریت جمهوریخواه در سنا، مبنی بر اینکه تنشها با ایران مستقیماً بحرانهای معیشتی آمریکا را تشدید کرده، نشان میدهد که این سیاستها اکنون به یک "پاشنه آشیل" برای جمهوریخواهان تبدیل شده است.
نگرانی از ریزش آرا به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی، استراتژی انتخاباتی همحزبیهای ترامپ را به سمت تخریب دموکراتها سوق داده است؛ تلاشی که با هدف پوشاندن شکستهای اقتصادی صورت میگیرد.
۳. از آستانه تا واقعیتهای میدانی
در سوی دیگر این معادله، انتشار کتاب "آستانه" به قلم "برت مکگرک"، از مقامات شورای امنیت ملی آمریکا، لایههای پنهانتری از نگاه استراتژیک واشنگتن را عیان میکند. مکگرک در این اثر، اگرچه بر نقش ایران در تحولات پس از هفتم اکتبر متمرکز است، اما عملاً دشواری مانور دیپلماتیک در شرایط فعلی را ترسیم میکند.
گزارشهای متناقض (مانند روایتهای سیانان و اکسیوس) در کنار روایتی که مکگرک از تلاشهای امنیتی برای آزادی گروگانها ارایه میدهد، نشاندهنده یک تضاد عمیق است: واشنگتن برای حل پرونده هستهی نیاز به "گامهای عملی" دارد، اما در عمل، سیاستهای تحریمی، خود به مانع اصلی ثبات اقتصادی و ارزی بدل شده است.
جمعبندی
آنچه در حال حاضر در بازار ارز ایران (با عبور نرخ دلار از مرز ۲۶۰ هزار تومان) مشاهده میشود، بازتابی از "عدم قطعیت راهبردی" است. بازارها به خوبی دریافتهاند که در نبود یک سازوکار دیپلماتیک باثبات و در حضور چهرههای سیاسی که سخنانشان دستخوش تغییرات لحظهی است، نمیتوان به وعدههایی که تنها در حد گزارشهای رسانهی باقی میمانند، دل بست. تنشهای منطقهی نه تنها در خاورمیانه؛ بلکه در قلب نظام انتخاباتی آمریکا نیز به بحرانی تبدیل شده که هزینههای آن به طور مستقیم از سفرههای مردم و ارزش پول ملی پرداخت میشود. اکنون، نه فقط توافق؛ بلکه حتی تصور آن نیز در گرو گذار از "دوران نفی و کتمان" و ورود به فاز واقعگرایی سیاسی است؛ امری که با رفتارشناسی فعلی بازیگران اصلی، دور از دسترس به نظر میرسد.