تشدید تیرگی در روابط کابل و اسلامآباد؛ گزارش شهباز شریف در سازمان ملل از تهدیدهای فرامرزی و حملات هوایی پاکستان
سخنرانی نخستوزیر پاکستان در هفتاد و نهمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ابعاد تازهی از بحران و تنش میان اسلامآباد و حکومت سرپرست طالبان را آشکار ساخت.
شهباز شریف با استناد به افزایش ناامنیهای مرزی، بار دیگر مدعی شد که گروههای شبهنظامی مخالفت دولت پاکستان از جغرافیای افغانستان بهعنوان "پناهگاه امن" بهره میبرند.
شهباز شریف در سخنان خود تصریح کرد که گروههایی نظیر "تحریک طالبان پاکستان" (TTP) و "ارتش آزادیبخش بلوچستان" از خاک افغانستان برای سازماندهی حملات علیه نیروهای امنیتی و زیرساختهای پاکستان استفاده میکنند.
وی با اشاره به تلفات و خسارات سنگین کشورش گفت: "پاکستان در مسیر مبارزه با تروریسم بیش از ۱۰۰ هزار قربانی داده و افزون بر ۱۵۰ میلیارد دالر خسارت اقتصادی متحمل شده است." نخستوزیر پاکستان از طالبان خواست تا با انجام اقدامات ملموس و قابل راستیآزمایی، مانع استفاده تروریستها از خاک افغانستان شوند.
وی همچنین بر ضرورت رعایت حقوق بشر، بهویژه حق آموزش و کار برای زنان و دختران در افغانستان تاکید نمود.
در مقابل، مقامات حکومت سرپرست در کابل بار دیگر با رد این ادعاها، تاکید دارند که هیچ گروه خارجی در افغانستان حضور ندارد و ناامنیهای پاکستان ناشی از چالشهای داخلی این کشور است.
همزمان با اظهارات دیپلماتیک در نیویورک، میدان نبرد در مناطق مرزی نیز داغتر شده است.
ارتش پاکستان طی روزهای اخیر مناطق شرقی و جنوبی افغانستان را هدف حملات هوایی قرار داده و ادعا کرده پناهگاههای شبهنظامیان را نابود ساخته است.
با این حال، مقامات طالبان و نمایندگیهای سازمان ملل گزارش دادهاند که این بمبارانها به کشته و زخمی شدن غیرنظامیان انجامیده است.
حکومت سرپرست طالبان این حملات را "تجاوز آشکار به تمامیت ارضی افغانستان" خوانده و نسبت به پیامدهای تلافیجویانه آن هشدار داده است.
این درگیریها و اتهامزنیهای متقابل، به انسداد مکرر گذرگاههای اصلی مرزی و فلج شدن مبادلات تجاری دو کشور در یک سال گذشته منجر شده است.
تنشهای کنونی میان اسلامآباد و کابل را میتوان در چهار محور اصلی کالبدشکافی کرد:
۱.شکست محاسبات استراتژیک پاکستان
اسلامآباد امیدوار بود با رویکارآمدن دوبارهی طالبان در اوت ۲۰۲۱، عمق استراتژیک خود را در مرزهای غربی تحکیم بخشد و تهدیدهای امنیتیاش کاهش یابد. اما برخلاف انتظار پاکستان، طالبان پس از تسلط بر قدرت، مرز دیورند و مسایل حاکمیتی را با همان رویکرد ملیگرایانه گذشته مدیریت کرده و حاضر به قربانی کردن وابستگیهای ایدیولوژیک خود با "تحریک طالبان پاکستان" (TTP) نشدهاند.
۲.بینالمللیسازی فشارها در تریبون سازمان ملل
ارایه گزارش شهباز شریف در مجمع عمومی، نشاندهنده تغییر تاکتیک اسلامآباد از دیپلماسی پنهان به "رسواسازی بینالمللی" است. پاکستان میکوشد با پیوند زدن تهدید TTP به مسایلی همچون حقوق زنان و مبارزه با تروریسم بینالمللی، طالبان را در انزوای بیشتر قرار دهد و مشروعیتیافتن بینالمللی آنها را مشروط به تمکین در برابر خواستههای امنیتی خود کند.
۳.تغییر الگوی درگیری از "دیپلماسی مرزی" به "اقدام مستقیم نظامی"
انجام حملات هوایی توسط ارتش پاکستان در عمق خاک افغانستان، نشاندهنده سرآمدن صبر استراتژیک نظامیان پاکستان است. این حملات نشان میدهد اسلامآباد خط قرمز جدیدی تعریف کرده و قصد دارد هزینه عدم برخورد طالبان با TTP را بالا ببرد.
با این حال، وقوع تلفات غیرنظامی در این حملات، افکار عمومی افغانستان را علیه پاکستان تحریک کرده و فضا را برای هرگونه صلح و توافق منطقهی پیچیدهتر میسازد.
۴.پیامدهای اقتصادی و بحران ترانزیت
مسدود شدن تکراری گذرگاههای مرزی (مانند تورخم و اسپینبولدک) بیش از همه، تجار و افکار عمومی دو طرف را تحت فشار قرار داده است.
برای افغانستان افزایش قیمت کالاهای اساسی، فشار بر بازار داخلی، فروپاشی اقتصادی خانوادهها را در پی داشته است و برای پاکستان از دست دادن بازار دستنقد و پرنفع افغانستان و مسیر ترانزیتی به آسیای مرکزی، آن هم در شرایطی که پاکستان با بحران شدید مالی و تورم دستوپنجهنرم میکند.
جمعبندی
روابط دو کشور وارد مرحلهی از "تنش کنترلیپذیر اما مزمن" شده است. تا زمانی که یک میکانیسم مشترک امنیتی و مرزی با نظارت منطقهی (یا منطبق بر توافقات دوطرفه صادقانه) شکل نگیرد، خشونتهای مرزی و جنگ لفظی ادامه خواهد داشت و هر دو کشور هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی آن را خواهند پرداخت.