نمایش تازه ترامپ برای بازار انرژی؛ ادعای توافق کییف و مسکو با چاشنی تبلیغات انتخاباتی
دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده آمریکا، در تازه ترین ادعای خود مدعی شد که روسیه و اوکراین بر سر توقف حملات به زیرساختها و تأسیسات انرژی یکدیگر به توافق رسیدهاند.
او دوشنبهشب (۲۳ سنبله) با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی "تروث سوشیال" این موضوع را مطرح کرد، بدون آنکه جزئیات یا سند مشخصی ارایه دهد؛ ادعایی که تا کنون از سوی هیچیک از مقامات رسمی در مسکو یا کییف تأیید نشده است.
ترامپ در این پیام مدعی شد که جهش قیمت دیزل و التهاب بازار انرژی، حاصل نبرد روسیه و اوکراین است و تنشهای مرتبط با ایران و آمریکا نقشی در این روند صعودی ندارند.
اما تحلیلگران سیاسی و ناظران بینالمللی این موضعگیری ترامپ را فراتر از یک خبر مسکو-کییف و بیشتر یک سناریوی ساختگی با اهداف داخلی و منطقهی میدانند.
در آستانه انتخابات میاندورهی کنگره آمریکا، شاخصهای اقتصادی و بهویژه نرخ تورم در بخش سوخت (پمپ بنزین و قیمت دیزل) به حادترین چالش سیاسی جمهوریخواهان تبدیل شده است. از آنجا که نرخ سوخت اثر مستقیمی بر هزینه حملونقل کالاهای اساسی و در نتیجه سفره معیشتی شهروندان آمریکایی دارد، ترامپ بهشدت نسبت به ریزش آرا در ایالات کلیدی و شناور نگران است.
ادعای شتابزده او مبنی بر توافق مسکو و کییف برای توقف حمله به تأسیسات انرژی، بیش از آنکه یک واقعیت دیپلماتیک باشد، یک مانور روانی جهت تزریق شوک کاهشی به بازار انرژی است. ترامپ با مطرح کردن این خبر شتابزده میکوشد انتظارات تورمی معاملهگران بازار نفت را دستکاری کرده و فرآیند صعودی قیمت سوخت را، دستکم تا زمان برگزاری انتخابات، متوقف یا معکوس سازد. این رفتار به صورت ملموس، یادآور همان وعدههای ساختاری و پوپولیستی گذشته (مانند چکهای حمایتی ۵۰۰۰ دلاری) در پی پیروزی جمهوریخواهان است که هدف اصلی آنها دستکاری افکار عمومی و جلب رضایت آنی معترضان به تورم است.
یکی از ظریفترین ابعاد این پیام، تلاش ترامپ برای جاانداختن این گزاره است که "تنشهای ایران و آمریکا نقشی در گرانی دیزل و نفت ندارد". این ساختار روایی به دنبال اهداف زیر طراحی شده است:
۱.سرپوش گذاشتن بر آثار تحریم و سیاستهای منطقهی:
سیاستهای فشار حداکثری واشنگتن، تحریم صادرات انرژی ایران و افزایش تحرکات نظامی در خاورمیانه، به شکل مستقیم ریسک زنجیره تأمین انرژی جهانی را بالا برده و قیمت جهانی سوخت را افزایشی کرده است. ترامپ برای پنهان کردن تأثیر مستقیم سیاست خارجی جنگطلبانه خود، صورتموضوع را پاک میکند.
۲.تغییر کانون بحران به جنگ اوکراین:
ترامپ با برجستهسازی حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه، تلاش میکند علت اصلی جهش قیمت دیزل را به جنگ در اروپای شرقی نسبت دهد. او با درخواست علنی از کییف برای توقف این حملات، خود را در نقش مهارکننده بحران جا میزند و در عین حال، افکار عمومی را از بحرانهای خودساخته در خاورمیانه منحرف میسازد.
این سناریوسازی فرآیندی برای شانه خالی کردن از مسوولیت پذیری اقتصادی دولت در برابر مردم آمریکا است.
ترامپ میکوشد این پیام را به جامعه خسته از تورم آمریکا صادر کند که گرانی سوخت نتیجه عملکرد ناخواسته بازیگران خارجی (پهپادهای اوکراینی و بمبارانهای روسیه) است، نه ناشی از سیاستهای مالی، نظامی و تحریمی کاخ سفید.
ترامپ با مطرح کردن ادعای یک توافق غیرواقعی، تلاش میکند خود را تنها رهبری نشان دهد که قادر است با یک پیام در شبکههای اجتماعی، بحران جهانی انرژی را مدیریت کرده و بار مالی را از دوش مردم بردارد. با این حال، نبود گواهی رسمی از سوی مسکو و کییف و ادامه استراتژی انهدام زیرساختها در میدان، نشان میدهد که این روایت جز یک "حباب تبلیغاتی" برای عبور از ایستگاه انتخابات نیست.
این روایتها در کنار برخی دیگر از وعدههای پوپولیستی و تحققنیافته، نشاندهنده تلاش برای هدایت افکار عمومی در فضای رقابتهای سخت سیاسی است. در حقیقت، در شرایطی که طی یک سال گذشته بمباران پالایشگاهها و نیروگاهها بخش اصلی استراتژی میدانی طرفین جنگ بوده است، طرح ادعای توافق بدون ضمانت اجرایی، بیشتر یک مانور تبلیغاتی جهت مهار موقت قیمتها و جلب رضایت معترضان به تورم سوخت به نظر میرسد.