سایه رقابت ابرقدرت‌ها بر دیپلماسی کابل؛ پایان ماموریت سفیر چین و معادله جدید قدرت در افغانستان


 سایه رقابت ابرقدرت‌ها بر دیپلماسی کابل؛ پایان ماموریت سفیر چین و معادله جدید قدرت در افغانستان

سایه رقابت ابرقدرت‌ها بر دیپلماسی کابل؛ پایان ماموریت سفیر چین و معادله جدید قدرت در افغانستان

پایان ماموریت دوساله "ژاو شینگ"، سفیر جمهوری خلق چین در کابل و دیدار خداحافظی او با امیرخان متقی، سرپرست وزارت امور خارجه حکومت طالبان در ۲۱ سنبله، بار دیگر توجه محافل سیاسی را به ابعاد پنهان و آشکار روابط بیجینگ و کابل جلب کرده است. ژاو شینگ که در سنبله ۱۴۰۲ به عنوان نخستین سفیر رسمی یک کشور خارجی اعتبارنامه خود را مستقیم به رییس‌الوزرای امارت اسلامی تسلیم کرد، در حالی کابل را ترک می‌کند که روابط دو کشور ترکیبی از تعاملات گسترده اقتصادی و احتیاط‌های محافظه‌کارانه دیپلماتیک بوده است.

پس از سقوط دولت جمهوری در اسد ۱۴۰۰ و خروج شتاب‌زده نیروهای آمریکایی، چین از نخستین بازیگران منطقه‌ی بود که به سرعت خلاء حضور غرب را پر کرد و روابط پرحجم و گرمی را با طالبان سامان داد. روی‌کرد بیجینگ در طول پنج سال گذشته، مکمل مبتنی بر "نگاه پرگماتیک و تعامل محور" بوده است.
علاقه‌مندی چین به سرمایه‌گذاری در حوزه‌های زیربنایی افغانستان را می‌توان در دو پروژه کلیدی مشاهده کرد:
۱.پروژه مس عینک لوگر: قراردادی که نخستین‌بار در سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸ میلادی) میان دولت وقت افغانستان و شرکت چینی (MCC) به امضا رسید، پس از سال‌ها توقف به دلیل موضوعات امنیتی و کشفیات باستانی، دوباره در محور گفتگوهای جدی اقتصادی میان کابل و بیجینگ قرار گرفت.
 ۲. استخراج نفت حوزه آمو‌دریا: 
امضای قرارداد استخراج نفت این حوزه در جدی ۱۴۰۱ (جنوری ۲۰۲۳) نقطه عطفی در تعاملات اقتصادی دو طرف بود که حضور عملیاتی چین را در شمال افغانستان تثبیت کرد.
با وجود این حجم از تعاملات و تبدیل شدن چین به یکی از فعال‌ترین شرکای اقتصادی کابل، بیجینگ تا کنون از اعطای "شناسایی رسمی و حقوقی" به امارت اسلامی خودداری کرده است. 
این رفتار نشان می‌دهد که استراتژی چین در افغانستان صرف بر مدار منافع اقتصادی، تامین امنیت مرزهای غربی خود (سین‌کیانگ) و دست‌رسی به منابع معدنی می‌چرخد و چین تمایلی ندارد پیش از ایجاد یک اجماع منطقه‌ی یا بین‌المللی، گام نهایی دیپلماتیک را بردارد.

در شرایطی که چین قدم‌های دیپلماتیک خود را با احتیاط برمی‌دارد، مسکو مسیر متفاوتی را پیموده است. در حال حاضر، روسیه تنها قدرت بزرگ جهانی به شمار می‌رود که حکومت امارت اسلامی را به طور رسمی به رسمیت شناخته و با پذیرش اعتبارنامه سفیر کابل در مسکو، گام بلندی در تثبیت روابط سیاسی برداشته است. این اقدام مسکو، رقابت پنهان میان قدرت‌های شرقی برای نفوذ در جغرافیای افغانستان را آشکارتر ساخت.

اما معادله یکه‌تازی یا نفوذ بی‌دردسر قدرت‌های شرقی (چین و روسیه) در افغانستان در حال تغییر است. ورود بازیگران جدید و بازگشت غیرمستقیم واشنگتن، کابل را به میدان جدیدی از رقابت‌های ژئوپلیتیک تبدیل می‌کند.
گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌ها درباره واگذاری امتیاز توسعه و استخراج حوضه نفتی و گازی "کشک تیرپل" در زون غرب به شرکت "دلتای عربستان سعودی"، نشان‌دهنده چرخش کابل به سمت تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی و کاهش وابستگی مطلق به چین است. حضور سرمایه‌گذاران سعودی، موازنه اقتصادی جدیدی را در برابر پروژه‌های نفتی چین در شمال ایجاد می‌کند.
حضور و تحرکات غیرمستقیم ایالات متحده از طریق چهره‌هایی چون زلمی خلیل‌زاد و دیگر کانال‌های دیپلماتیک، گواهی بر این است که واشنگتن قصد ندارد حوزه نفوذ افغانستان را به صورت کامل به رقبای استراتژیک خود (چین و روسیه) واگذار کند. طوری که در یک نوار ویدیویی منسوب به خلیل‌زاد، این دیپلمات کهنه ‌کار و غیررسمی آمریکا بازتاب یافته است این است که وی تاکید بر برقراری تعامل با طالبان دارد و درغیر صورت نگرانی از واگذار جای‌گاه منطقه‌ی ایالات متحده به رقبایی منطقه‌ی؛ چون چین و روسیه دارد. 

پایان ماموریت ژاو شینگ در کابل، در برهه‌ی حساس از تاریخ دیپلماسی افغانستان رخ می‌دهد. چین که تا کنون با نگاهی مطلق تجاری و با احتیاط گام برداشته، اکنون خود را در برابر معادله‌ی پیچیده‌تر می‌بیند. 
ورود سرمایه‌های حوزه خلیج فارس (مانند عربستان) و تلاش آمریکا برای حفظ کانال‌های نفوذ، می‌تواند چین و روسیه را که تا پیش از این هم‌سویی پررنگی در مدیریت پرونده افغانستان داشتند، وارد فاز جدیدی از رقابت و بازتولید استراتژی کند.
افغانستان بار دیگر در حال تبدیل شدن به زمین بازی رقابت‌های کلان قدرت‌هاست؛ جایی که نفت آمودریا، مس عینک و گاز تیرپل تنها ابزارهایی برای تثبیت نفوذ سیاسی و ژئوپلیتیک بازیگران منطقه‌ی و فرامنطقه‌ی خواهند بود.

مطالب مرتبط