سایه سنگین ناپدیدسازی اجباری بر سر پناه‌جویان افغانستان؛


 سایه سنگین ناپدیدسازی اجباری بر سر پناه‌جویان افغانستان؛

سایه سنگین ناپدیدسازی اجباری بر سر پناه‌جویان افغان؛ پرونده اسلام‌آباد چه می‌گوید؟


ناپدید شدن مرموز یک خبرنگار و یک هنرمند اهل افغانستان در قلب پایتخت پاکستان و امتناع نهادهای امنیتی از پی‌گیری آن، بار دیگر ابعاد نگران‌کننده بحران امنیت و حقوق بشر را برای پناه‌جویان افغانستانی در این کشور برجسته کرده است. واکنشی که با هشدار صریح سازمان عفو بین‌الملل همراه شده و فرضیه مداخله نهادهای امنیتی در این پرونده را تقویت کرده است.

"سید قاسم هاشمی خبرنگار" و "حامد احساس هنرمند"، از جمله فعالان فرهنگی افغانستان بودند که پس از تحولات سیاسی اخیر و تسلط دوباره طالبان، به دلیل تهدیدات جدی امنیتی مجبور به ترک وطن شده و به هم‌راه خانواده‌های خود به پاکستان پناه بردند. 
با این حال، این دو فعال پس از ماه‌ها بلاتکلیفی و عدم موفقیت در دریافت مدارک اقامتی معتبر، از تاریخ ۴ جولای به‌طور ناگهانی در اسلام‌آباد ناپدید شدند.
با گذشت بیش از دو ماه از این حادثه، پی‌گیری‌های مداوم خانواده‌ها به هیچ نتیجه روشنی نرسیده است. بر اساس گزارش‌های موجود، خانواده‌های آنان موفق شده‌اند از طریق سیستم ردیاب (GPS)، موتر حامل این دو نفر را در منطقه «D-12» اسلام‌آباد ردیابی و پیدا کنند، اما موتر بدون هیچ اثری از سرنشینان آن رها شده بود. 
نکته تامل‌برانگیز در این روند، امتناع مأموران پلیس پاکستان از ثبت رسمی پرونده ربوده شدن یا گم‌شدن این دو پناه.جو است؛ موضعی که مانع از آغاز تحقیقات قانونی و رسمی شده است.
ورود عفو بین‌الملل و تقویت فرضیه بازداشت خودسرانه
امتناع نهادهای امنیتی پاکستان از پی‌گیری شفاف پرونده، سازمان عفو بین‌الملل را بر آن داشت تا با صدور بیانیه‌ی رسمی، واکنش نشان دهد. این نهاد بین‌المللی مدافع حقوق بشر تأکید کرده است که دولت پاکستان بر اساس معاهدات و اصول بین‌المللی موظف به حفظ امنیت پناه‌جویان و پاسخ‌گویی به خانواده‌های آنان است.
عفو بین‌الملل به صورت صریح هشدار داده که ساختار مبهم برخورد نهادهای امنیتی با این موضوع، فرضیه ناپدیدسازی اجباری یا بازداشت خودسرانه این دو افغان را به‌شدت تقویت می‌کند و مقامات اسلام‌آباد باید فورای و بدون پنهان‌کاری، محل نگهداری و وضعیت سلامتی آنان را شفاف‌سازی کنند.

بررسی ماهیت این رویداد نشان می‌دهد که پرونده هاشمی و احساس یک حادثه منفرد نیست؛ بلکه نشان‌دهنده یک بحران ساختاری در وضعیت پناه‌جویان افغان در پاکستان است:
۱. الگوی شناسا در ناپدیدسازی‌های سازمان‌یافته
امتناع دست‌گاه انتظامی از دریافت شکایات و بررسی نشدن موتر رهاشده در منطقه «D-12»، با رفتارهای استاندارد پلیس در مواجهه با جرایم عادی هم‌خوانی ندارد. این روی‌کرد، فرضیه‌ی را تقویت می‌کند که بر اساس آن، بازداشت توسط نهادهای امنیتی قدرت‌مند انجام شده و پرونده خارج از چارچوب‌های قضایی متعارف مدیریت می‌شود.
۲. بلاتکلیفی و نبود مدارک اقامتی
عدم صدور مدارک اقامتی رسمی یا تاخیر در تعیین تکلیف پرونده‌های پناهندگی توسط کمیساریای عالی سازمان ملل (UNHCR)، پناه‌جویان را در مواجهه با خطرات امنیتی به شکل کامل بی‌دفاع کرده است. افراد فاقد سند اقامت، در عمل از دست‌رسی به حمایت‌های پایه قضایی محروم می‌شوند و این موضوع، امکان رفتارهای خودسرانه یا ردمرزهای غیررسمی را برای دست‌گاه‌های امنیتی آسان‌تر می‌سازد.
۳. تهدیدهای فرامرزی و انسداد فضای مدنی
این حادثه پیام هشداردهنده‌ی برای جامعه رسانه‌ی، خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستانی است که پاکستان را به عنوان مقصدی موقت برای امنیت خود انتخاب کرده‌اند. نبود امنیت پای‌دار در کشور میزبان، نشان می‌دهد که فشار بر اهالی فرهنگ و رسانه افغانستان حتی پس از خروج از کشور نیز ادامه دارد.
۴. هزینه‌های حقوق‌بشری برای اسلام‌آباد
بر اساس اصل بین‌المللی "عدم استرداد"، هیچ دولتی مجاز نیست پناه‌جویانی را که با خطر جان یا شکنجه روبه‌رو هستند، به محل خطر بازگرداند یا وضعیت آنان را مخاطره‌آمیز کند. بی‌مهر ماندن پرونده ناپدیدسازی فعالان افغان می‌تواند پرستیژ بین‌المللی پاکستان را در مجامع حقوق بشری با چالش‌های جدی‌تری مواجه سازد.
نتیجه‌گیری
سرنوشت نامعلوم سید قاسم هاشمی و حامد احساس، آزمونی برای مسوولیت‌پذیری دولت پاکستان در قبال تعهدات بین‌المللی‌اش است. سکوت و عدم شفافیت نه تنها نگرانی خانواده‌های آنان را عمیق‌تر می‌کند؛ بلکه این باور را تقویت می‌سازد که پناه‌جویان افغان در پاکستان با خطراتی فراتر از بلاتکلیفی اداری روبه‌رو هستند.

مطالب مرتبط