پخش زنده اعدام با جوخه آتش در آمریکا؛ بازدارندگی کیفری یا عادیسازی خشونت و تضاد با ارزشهای انسانی؟
مقدمه
اظهارات مقامات ارشد وزارت دفاع ایالات متحده مبنی بر اجرای حکم اعدام "نضال حسن" با جوخهی آتش و پخش مستقیم و زنده آن از طریق رسانهها، جامعهی حقوقی، سیاسی و رسانهی آمریکا و جهان را در برابر شوکی بزرگ قرار داده است. نضال حسن، روانپزشک پیشین ارتش آمریکا که در سال ۲۰۰۹ میلادی، دقیق چند هفته قبل از اعزام مأموریت به افغانستان با شلیک به سوی همکارانش در پایگاه "فورت هود" تگزاس موجب کشته شدن ۱۳ تن و زخمی شدن دهها نفر دیگر شد، از سوی دادگاه نظامی به ۴۵ فقره قتل عمد و اقدام به قتل متهم و به اعدام محکوم گردید.
این تصمیم که با تأیید رییسجمهور آمریکا نهایی شده و از سوی پیتر هگست، وزیر دفاع، مورد حمایت قاطع قرار گرفته، نخستین اجرای اعدام توسط جوخهی آتش در ارتش ایالات متحده از سال ۱۹۴۵ میلادی بدینسو خواهد بود. با این حال، فراتر از جنبههای فنی این پرونده کهنهسال، همهگانیسازی و رسانهی کردن چنین اقدام خشونتباری پرسشهای بنیادینی را دربارهی ماهیت "عدالت کیفری" در قرن بیستویکم برانگیخته است.
۱.رویارویی با ادعاهای دموکراسی و حقوق بشر
ایالات متحده همواره خود را مهد دموکراسی، حقوق بنیادین و ارزشهای مدرن انسانی معرفی کرده و عملکرد نظامهای قضایی دیگر کشورها را به دلیل اجرای مجازاتهای علنی به چالش کشیده است.
با این حال، تصمیم به پخش زنده صحنهی تیرباران یک مجرم معلول که بر روی چوکدار (ویلچر) قرار دارد، این استانداردها را به شدت زیر سوال میبرد.
تبدیل یک مجازات مرگبار به یک "نمایش رسانهی" با اصول بنیادین حفظ کرامت انسانی و معاهدات منع رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز در تعارض آشکار قرار دارد.
از سوی هم، پخش تصاویری با این شدت از خشونت در عصر انفجار اطلاعات، نه تنها به پالایش روانی جامعه کمکی نمیکند؛ بلکه موجب بروز شوکهای روانی، اضطراب اجتماعی و آسیب شدید به ذهنیت کودکان و نوجوانان میشود.
۲.تیغ دولبهی بازدارندگی در برابر قباحتزدایی از قتل
موافقان این رویکرد، از جمله مقامات وزارت دفاع، استدلال میکنند که نظارهی عمومی مجازات قاطع، دارای کارکرد "بازدارندگی عریان" است؛ پیامی صریح به تروریستها و افراطگرایان بالقوه مبنی بر اینکه خیانت به منافع ملی و کشتار غیرنظامیان با پاسخی کوبنده و تحقیرآمیز مواجه خواهد شد.
از دیدگاه این گروه، مشاهدهی عینی اجرای عدالت میتواند مرهمی بر زخمهای بیپایان خانوادههای داغدار قربانیان سال ۲۰۰۹ باشد.
اما در نقطه مقابل، جرمشناسان و روانشناسان اجتماعی نسبت به پیامدهای معکوس این پدیده هشدار میدهند.
نمایش عمومی مرگ توسط نهاد رسمی قدرت، قباحت قتل را در بستر اجتماع فرو میریزد و آستانهی تحمل جامعه را در برابر رفتارهای مرگبار بالا میبرد.
تجارب تاریخی نشان داده است که عمومی کردن مرگ مجرمان افراطی، در مواردی منجر به پردهدری، از میان رفتن شرم اجتماعی و حتی تبدیل فرد محکوم به یک "شهید نمادین" برای گروههای تروریستی و هواداران افراطی آنان میشود.
۳.ابعاد سیاسی و فرجامخواهی حقوقی
بیاعتنایی به فرجامخواهیهای نهایی و سکوت کاخ سفید در برابر ارجاع تمامی جزئیات به پنتاگون، گمانهزنیها دربارهی بهرهبرداریهای سیاسی و حزبی از این پرونده را تقویت کرده است.
نمایش قدرت نظامی و صلابت در برابر تروریسم، در آستانه تحولات حساس سیاسی، میتواند ابزاری برای جذب پایگاههای رأی محافظهکار و ارضای حس انتقامجویی بخشی از جامعه باشد.
نتیجهگیری
اعدام نضال حسن پس از گذشت بیش از یک دهه، بیش از آنکه صرف مختومه کردن یک دوسیهی جزایی باشد، آزمونی تاریخی برای سیستم قضایی و اخلاقی ایالات متحده است.
فاصله گرفتن از اصول حرفهی حقوق کیفری و پناه بردن به سنتهای مجازات قرون وسطایی در قالب رسانههای قرن بیستویکم، مرز میان "اجرای عدالت" و "تولید خشونت سیستماتیک" را مخدوش میسازد و اعتبار اخلاقی جامعهی را که مدعی پیشگامی در حاکمیت قانون است، به شدت با چالش مواجه میکند.