نگاهی به تقابل رسانه‌ی طالبان و جبهه مقاومت در سایه انتشار اعترافات بازداشت‌شدگان


 نگاهی به تقابل رسانه‌ی طالبان و جبهه مقاومت در سایه انتشار اعترافات بازداشت‌شدگان

نگاهی به تقابل رسانه‌ی طالبان و جبهه مقاومت در سایه انتشار اعترافات بازداشت‌شدگان

تکذیب قاطعانه ادعای طالبان از سوی جبهه مقاومت ملی افغانستان پیرامون بازداشت چهار تن از نیروهای این جبهه و نسبت دادن طرح حمله به دفتر یوناما به آنان، پرده از یک بازی اطلاعاتی و تبلیغاتی پیچیده برمی‌دارد. 
وزارت داخله طالبان با انتشار ویدیویی از اعترافات اجباری، کوشید تا نیروهای ضدطالبان را تروریست‌هایی معرفی کند که در بدل مبالغی اندک، نهادهای دیپلماتیک و سازمان ملل متحد را هدف قرار می‌دهند. 
در سوی مقابل، جبهه مقاومت ملی نه‌تنها هرگونه وابستگی این افراد را رد کرد؛ بلکه آنان را مهره‌های دست‌گاه استخباراتی طالبان و این نمایش را پروژه‌ی برای تخریب وجهه مخالفان و زمینه سازی برای حملات احتمالی بعدی دانست.

بررسی این روی‌داد در بستری عمیق‌تر، حکایت از تغییر توازن میدانی و روانی در جغرافیای افغانستان دارد. 
در ماه‌های اخیر، افزایش تحرکات چریکی، گسترش نفوذ جبهه‌های مقاومت در کابل و سایر ولایت‌ها و فرسایش اقتدار ادعایی طالبان، ماشین حاکمیت کابل را به‌شدت نگران ساخته است. 
طالبان که همواره بر طبل تأمین امنیت سراسری می‌کوبیدند، اکنون در مهار حملات هدف‌مند جبهات مقاومت درمانده شده‌اند. 
در چنین شرایطی، حاکمان فعلی برای جبران ناکامی‌های امنیتی و مدیریت فضای روانی جامعه، به تاکتیک قدیمی؛ اما نخ‌نما شدهٔ اعتراف‌گیری‌های اجباری و اتهام‌زنی روی آورده‌اند تا شکست‌های خود را در پشت سناریوهای اطلاعاتی پنهان کنند.

از زاویه دیگر، نشانه رفتن نام سازمان ملل و دفاتر خارجی در این نمایش تبلیغاتی، حامل یک هشدار جدی دیپلماتیک است. 
طالبان از یک‌سو تلاش می‌کنند تا با چسباندن برچسب تروریسم به جبهه مقاومت، مشروعیت سیاسی و بین‌المللی این جریان‌ها را لکه‌دار کرده و میان آن‌ها و کشورهای جهان شکاف ایجاد کنند. 
از سوی دیگر، این نمایش می‌تواند پیش‌درآمدی خطرناک برای باج‌گیری از نهادهای بین‌المللی باشد؛ روی‌کردی که در آن طالبان خود را تنها حافظ دفاتر دیپلماتیک جا می‌زنند و هم‌زمان بستر را برای انجام حملات مشکوک و مقصر جلوه دادن دیگران فراهم می‌سازند. 
هشدار جبهه مقاومت به یوناما برای افزایش تدابیر امنیتی نیز دقیقاً برخاسته از همین درک تاریخی از رفتار استخباراتی طالبان است.

در نهایت، تداوم جنگ رسانه‌ی و پروپاگاندای اعتراف‌سازی نشان می‌دهد که طالبان نبرد روایت‌ها را نیز به اندازه میدان‌های نظامی باخته‌اند. افکار عمومی افغانستان و ناظران بی‌طرف بین‌المللی به‌خوبی به شیوه‌های اعتراف‌گیری زیر شکنجه و پیشینه ساختگی این فایل‌های تصویری آگاهی دارند. 
تکرار این نمایش‌های سطحی نه می‌تواند گسترش روزافزون هسته‌های مقاومت را متوقف کند و نه قادر است انزوای فزاینده طالبان و بی‌اعتمادی جهانی نسبت به سازوکارهای امنیتی کابل را جبران نماید.

مطالب مرتبط