فاجعه در کویر روتک سراوان؛ جانباختن ۱۷ مهاجر افغانستانی در مسیر فرار از شرایط دشوار افغانستان
فاجعه جانباختن دستکم ۱۷ مهاجر افغانستانی، شامل زنان، کودکان و مردان از فرط تشنگی در منطقه مرزی "مکسوخته: واقع در محدوده روتک سراوان، بار دیگر ابعاد عمیق بحران انسانی و بیارزش شدن جان انسانها تحت سلطه حکومت سرپرست در افغانستان را برملا ساخت.
منابع آگاه تایید کردهاند که این رویداد تلخ روز پنجشنبه هفته گذشته رخ داده و پیکر جانباختهگان به سردخانه خاش منتقل شده است. سازمان حقوق بشری "حالوش" نیز با انتشار تصاویری از کندن چندین قبر، تایید کرد که در میان قربانیان، اعضای یک خانواده شامل یک مادر ۴۵ ساله و چهار دخترش (۱۴ تا ۲۲ ساله) از ولایت بغلان و همچنین ۶ کودک زیر ۱۴ سال حضور دارند.
سکوت مرگبار و بیتفاوتی مطلق مقامات طالبان در برابر این فاجعه در حالی ادامه دارد که به باور شهروندان و تحلیلگران، این حادثه یک "اتفاق ناگوار مرزی نیست؛ بلکه معلول مستقیم ساختار سرکوب و فقر حاکم بر افغانستان است.
فشارهای روزافزون طالبان و مداخلههای ساختاری و فردی در کوچکترین زوایای زندگی خصوصی شهروندان، از نحوه پوشش و رفتوآمد گرفته تا حذف حق آموزش و کار، زندگی را برای میلیونها افغانستانی به یک "حبس خانگی عمیق" تبدیل کرده است. در چنین فضایی که هیچ افق روشنی برای آینده نسل جوان و خانوادهها وجود ندارد، مهاجرتهای قاچاقی و پرخطر نه یک انتخاب از سر رفاه؛ بلکه تکاپویی نومیدانه برای فرار از یک مرگ تدریجی است. زمانی که شهروندان ناچار میشوند مسیرهای مرگبار کویری را انتخاب کنند، در واقع اثبات میکنند که خطر مرگ در مسیر مهاجرت را بر زندگی زیر سایه حکومت طالبان ترجیح میدهند.
تسلط طالبان، مسدود شدن مجاری اقتصادی، افزایش بیکاری فراگیر و فقر مطلق، توان زندهمانی را از خانوادههای افغانستانی سلب کرده است. جوانان که نیروی محرک و فعال جامعه محسوب میشوند، در غیاب فرصتهای شغلی و امنیت روانی، هیچ آیندهی برای خود متصور نیستند. این وضعیت، بدنه جوان کشور را به آغوش شبکههای قاچاق انسان و مسیرهای سخت و ناممکن میفرستد؛ مسیرهایی که پایان آنها یا تلف شدن در کویرها و دریاهاست و یا گرفتاری در بازداشتگاهها و رفتارهای غیرانسانی.
در حالی که فاجعه روتک سراوان بار دیگر داغداری خانوادههای افغانستانی را رقم زده، عدم واکنش و سکوت مطلق طالبان نشاندهنده بیارزشی جان و کرامت انسان در ساختار فکری این گروه است. حکومتی که مدعی "تأمین امنیت سراسری" است، در برابر فرار گروهی مردم خود و جان باختن کودکان و زنان در مرزها، مطلق بیتفاوت بوده و هیچ طرحی برای ریشهیابی و حل عوامل اصلی این فرارها (فقر، اختناق و سلب آزادیها) ندارد.
جمعبندی
جانباختن ۱۷ انسان بیگناه در کویرهای مرزی، جانسوزترین گواهی است بر اینکه افغانستان تحت سلطه طالبان به کشوری غیرقابل زیست برای فرزندانش تبدیل شده است. تا زمانی که سیاستهای سرکوبگرانه، مداخلات زیادهخواهانه در زندگی مردم و فروپاشی اقتصادی ادامه داشته باشد، پرونده مهاجرتهای اجباری و قربانی شدن جوانان و خانوادهها در راههای قاچاق بسته نخواهد شد.
این فاجعه زنگ خطری جدی برای جامعه جهانی است تا ریشه اصلی این آوارگیها، یعنی اختناق حاکم بر افغانستان را نادیده نگیرد.