سایه‌سار همبستگی؛ بازتعریف نیکوکاری برای عبور افغانستان از گسست اقتصادی


 سایه‌سار همبستگی؛ بازتعریف نیکوکاری برای عبور افغانستان از گسست اقتصادی

 

سایه‌سار همبستگی؛ بازتعریف نیکوکاری برای عبور افغانستان از گسست اقتصادی

 

تقویم جهانی، پنجم سپتامبر (۱۴ سنبله) را به عنوان روز بین‌المللی خیریه به یاد می‌آورد؛ مناسبتی برای بازخوانی نقش مسوولیت‌های جمعی در کاهش آلام بشری. اما این روز برای افغانستان امروز، پدیده‌ی فراتر از یک تقویم‌نگاری ساده است؛ این روز، فراخوانی حیاتی برای جامعه‌ی است که در میان امواج فقر ساختاری، انزوای اقتصادی و تبعات بحران‌های طبیعی دست‌وپا می‌زند. در شرایطی که سفره‌های مردم روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شود، اقدام خیرخواهانه دیگر یک انتخاب اخلاقی تفننی نیست؛ بلکه شریان حیاتی برای صیانت از بقا و کرامت انسان افغانستانی به شمار می‌رود.

۱.کالبدشکافی بحران؛ گستره محرومیت و آسیب‌های زاینده

آمارهای تکان‌دهنده نهادهای بین‌المللی گواهی می‌دهند که نیمی از بدنه جامعه افغانستان برای تامین ابتدایی‌ترین نیازهای حیاتی خود به کمک‌های بیرونی وابسته شده‌اند. این ناامنی گسترده معیشتی، پیامدهای زنجیره‌ی و تخریب‌گری به هم‌راه داشته است.

 فروپاشی بازارهای کار و نبود سرمایه درگردش، توان ایستادگی را از سرپرستان خانواده سلب کرده و آنان را در دام وابستگی دایم گرفتار ساخته است.

 سنگینی بار فقر، بیش از همه بر دوش کودکان بار می‌شود. بازماندن از چرخه دانش، گسیل‌شدن کودکان به مشاغل طاقت‌فرسا و شیوع نگران‌کننده ازدواج‌های زودهنگام و اجباری (کودک‌همسری) برای دختران خردسال، معلول مستقیم این استیصال اقتصادی است. (فروش دختران شش و هشت‌ساله ساله در ولایت هلمند به مردان هفتاد و هشتادساله که در روزهای گذشته سرخط خبرهای رسانه‌های ملی و بین‌المللی شد)، نمونه آشکار این مدعا است.

۲. منشور الهی نیکوکاری؛ انفاق به مثابه بازگرداندن حق و حفظ کرامت

در منظومه معرفتی اسلام، دست‌گیری از نیازمندان یک ژست ترحم‌آمیز نیست؛ بلکه یک تکلیف حتمی اجتماعی برای پاس‌داری از موازنه و کرامت انسانی است. قرآن کریم منطق خیریه را از دیدگاه‌های رایج مادی متمایز ساخته و می‌فرماید: (وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ). بر مبنای این آیه، انفاق اعاده حق مغفول‌مانده محرومان است، نه منت‌گذاری بر آنان.

پیامبر اعظم (ص) نیز جامعه ایمانی را اندامی یگانه می‌دانند که بی‌قراری یک عضو، تمامیت آن را به واکنش وامی‌دارد. سعدی شیرازی، شاعر نامدار حکمت‌سرا، با الهام از همین حقیقت جاودان سروده است:

 بنی‌آدم اعضای یک پیکرند

که در آفرینش ز یک گوهرند...

در این اندیشه، بی‌تفاوتی در برابر درد هم‌نوع، به معنای زوال روح انسانیت است. اصل اسلامی تعاون و هم‌کاری حکم می‌کند که در روزگار عسرت، انسان‌ها شانه به شانه‌ی یک‌دیگر بایستند. والاترین شکل انفاق در سنت اسلامی، دست‌گیریِ توان‌مندساز است؛ نسیمی که فرد را از صف دریافت کمک خارج کرده و بر اریکه تولید و عزت‌نفس می‌نشاند.

۳.چرخش راهبردی؛ از کمک‌های مصرفی به راه‌کارهای توان‌مندسازی

تجربه سالیان گذشته اثبات کرده است که توزیع اقلام خوراکی یا اعطای پول نقد، اگرچه در بحران‌های ناگهانی مرهمی موقت است، اما هرگز ریشه دردهای مزمن اقتصادی را نمی‌خشکاند. جامعه مدنی و نهادهای خیرخواه باید روی‌کرد خود را به سمت پای‌داری بازطراحی کنند:

الف) بسترآفرینی برای کسب‌وکارهای کوچک: هدایت منابع مالی خیرین به سمت راه‌اندازی کارگاه‌های کوچک خانگی، توسعه صنایع دستی و حمایت از مشاغل زوداثر (به‌ویژه برای زنان سرپرست خانوار)، شریان خودکفایی دایمی را در بدنه جامعه جاری می‌سازد.

 ب) آموزش؛ اهرم شکستن چرخه فقر: سرمایه‌گذاری بر دانش و مهارت‌آموزی کودکان و نوجوانان آسیب‌پذیر، موثرترین راه‌کار برای قطع زنجیره بین‌نسلی فقر و ممانعت از پیامدهایی چون کار اجباری و ازدواج‌های زودهنگام است.

 ج) شفافیت و بومی‌سازی فرآیند توزیع: بهره‌گیری از ظرفیت گروه‌های داوطلب و نهادهای بومی به دلیل شناخت دقیق از جغرافیای فقر، مانع اتلاف منابع شده و اعتماد عمومی را بازسازی می‌کند.

۴. فراخوان به مسوولیت مشترک؛ رهایی از منجلاب محرومیت

امروز، هیچ وجدان بیداری نمی‌تواند نسبت به چالش‌های جاری در افغانستان بی‌تفاوت بماند. رهایی خانواده‌های نیازمند از فشارهای محرومیت، نیازمند همبستگی فراملی و اراده‌ی راسخ است. تخصیص هوش‌مندانه منابع خیرین به بخش‌های زیربنایی، نه تنها سدی در برابر آسیب‌های اجتماعی، جرم و ناامیدی می‌سازد؛ بلکه طناب نجاتی است که کرامت انسانی را از اعماق بحران به ساحل آرامش و استقلال رهنمون می‌شود.

نتیجه‌گیری

بازسازی آینده افغانستان در گرو بازتعریف مفهوم خیریه است. نیکوکاریِ واقعی، پلی است استوار میان تمکن و نیاز؛ پلی که پایه‌های آن بر کرامت انسانی، جهان‌بینی دینی و تدبیر عقلانی بنا شده است.

هرگاه دست یاری‌رسانی به سوی نیازمندی دراز می‌شود، در حقیقت تجلی دست لطف الهی بر زمین رخ نماده است. اگر این حرکت از اقدامات هیجانی به سمت برنامه‌های خودکفایی سوق یابد، سپیده‌دم امید بر تاریک‌ترین زوایای بحران در افغانستان خواهد تابید.

 

نویسنده: فرزاد آهنگر

مطالب مرتبط